post

[ یکشنبه 26 مرداد 1399 ] [ 19:53 ] [ tikeghamgin ]
[
ارسال نظر(0)
]
یه روز " اشک " تموم
" کسایی " که اشکمو
دراوردن رو در " میارم "
حتی شده با " مرگم "به سلامتی پسری ...
که وقتی ازش پرسیدن !!
چرا ناراحتی ؟؟
گفت :
تا حالا پشت ماشین،
عروس عشقت ...
بوق زدی ؟؟به بعضیا باید بگی...
نگران چی هستی عزیزم!!
تو که اغوشت مث پرانتز ،
برا همه بازه *_*
)(دلم میخواد یه روزی یه جایی!
همونی که الان نیست برگرده؛
بیاد از زندگیش بگه¿¿
بگه اونقدر زیر فشار مشکلات بوده،
که داغون شده :/
من فقط نگاش کنم ...
بعد بگه تو نفرینم کردی نه ؟
تو چشماش نگا کنم |:
بزنم زیر خنده
اونقدر بخندم
تا اشک بریزه بیاد پایین ^_^
بعد من اروم بگم :
ببخشید شما ؟؟!!سلامتی روزی که بیای بهم بگی...
پاشو دیگه دیوونه چهل روز گذشت،
پاشو دلم برا خودت که نه !!
واسه اخلاق گندت تنگ شده ...
واسه گیر دادنات ...
شک کردنات ...
دیوونه بازیات ...
مغرور بازیات ...
هاپو شدنات ...
پاشو فقط یه بار دیگه¡¡
واسم اخم کن بعد بخواب 
دلم سرعت زیاد میخواد !!
صدای موزیک بلند ،
دنده ۱
۲
۳
۴
۵
یه ترمز شدید،
صدای اژیر آمبولانس!
یه پارچه رو صورتم و
تموم ...بعضے اوقات ادم واقعا دلش میخواد ...
واسہ یکے مهم باشہ !!
دلہ یہ نفر واسش تنگ بشہ
کلے بهش گیر بده :
_ اینجا نرو ...
_ اونجا نرو ...
_ زود برو خونہ !!
_ رسیدی اس بده
_ چرا گوشیتو دیر جواب دادی ؟
_ داری به کی اس میدی ؟
_ موهاتو خوب خشک کن سرما نخوری !!
بعضے اوقات از تہ دلت دوس داری یکے منتتو بکشہ
منت یکیو بکشے
یہ شــیــشــہ وقتے مــیــشــکــنــہ ،
لبہ اش تــیــز میشہ*-*
اونوقت میخوای ¿¿
ادمے که دلــش شــکــســتــہ¡¡
همون ادم ســابــق باشہ؟؟